راه ناتمام…

هو المحیی

5 طرح فیلمنامه، شکوه ه ها و گلایه ها و …، از وسط به چند قسمت مساوی تقسیم شدن رضا، فریم به فریم شدن سید، قُر شدن سقف دُلُدل ، جر و بحث با حراست دانشگاه، کتاب چند جلدی “چگونه برای چند ثانیه فیلمبرداری از سردر دانشگاه تهران و ایستگاه مترو باید مجوز بگیریم(!)”، تدوین وسواسی، شات های دوباره ، درخواست آهنگ از خود شهدا!، پیچیده شدن کلاس های دانشگاه، دلتنگی خانواده ها و …

را نباید گفت. چون اگر برای خدا باشد گفتن ندارد و اگر برای غیر خدا ارزش گفتن…

اما حالا که رفیق نیمه راه شده ام و ناگهان عازم کربلا هستم، این حداقل تشکریست که باید به جا بیاورم ازسید مهدی، رضا و محمدحسن.

خدا کمکم کند که قدرشان را بدانم…

*

پ.ن: راه ناتمام را چند روز دیگر در لبیک ببینید.

با کاروان نیزه به همراه می روم

در منزل نخست تو از حال می روم

حلال کنید…

برچسب ها: , , , ,

2 پاسخ برای ”راه ناتمام…“

  1. ص می‌گه:

    از دلبندان تا نهبندان چقدر فاصله است؟
    از نهبندان تا دلبندان چقدر فاصله است…
    .
    نجف
    یاد ما هم باش.

  2. مجید می‌گه:

    سلام…
    انشاا… که ما رو تو دعا از قلم ننداختی…
    سال نوت هم مبارک(البته به نیت قضا)

درج یک پاسخ