معلمانه-4

هو الاول

اول مهر 91
اول جلسه ی کلاس رایانه
اول دبیرستان
اول تجربه ی رسمی معلمی

از معلم هایم شنیده بودم جلسه ی اول کلاس خیلی مهم است.
باید جدی شروع کرد و سفت گرفت تا بعدها به اندازه ی جنبه ی بچه ها بشود کلاس را شل تر کرد…

همان اول لیست کلاسی را دستم می گیرم و شروع می کنم به خواندن اسم بچه ها.
با لهجه و به سبک گزارشگران عربی فوتبال!
سید، مصطفی، احمدی، تیمور،لویی
حسام الدین، اژدری
امیر، حسام، بهمنی

سید، عرفان، میر، عارفین. میر عارفین. میرعارفیـــــــن. میر عارفیـــــــن. گـــــــــل!!!
می خندند و کف می زنند…

تا آخر کلاس چیزی برای سفت گرفتن نمانده!

برچسب ها: ,

5 پاسخ برای ”معلمانه-4“

  1. ص می‌گه:

    درشتی و نرمی به هم در به است
    چو فاصد که جراح و مرهم‌نه است

  2. عطا می‌گه:

    حسین آقا کلاسات اومدن داره.
    جدی خیلی دوست دارم بیام سر کلاست.

  3. س.م.م می‌گه:

    ای حسین!
    یادم باشد به بچه ها بگویم مراقبت باشند! هوایت را داشته باشند…و اینکه “حسین حق پناه” یکی بیشتر نیست!

  4. مهدیار می‌گه:

    پـــــ اون کلاسی که تو تابستون بود،رسمی نبود!دوره همی بود؟چی بود؟!هان…

درج یک پاسخ