به تماشای تماشا…

گاهی، وقت دیدن فوتبال، خودم را می گذاشتم جای سربازان کنار زمین.

کل زمان بازی را باید پشت به فوتبال و رو به تماشاگران بایستی

هر چقدر هم تماشاگران آه و هورا بکشند،

 هر چقدر هم که بازی پشت سرت دیدنی و جذاب باشد

هر اتفاقی که توی زمین بیفتد، به تو ربطی ندارد!

فکر می کردم، اعصاب خرد کن ترین شغل دنیا شاید همین باشد.

تماشاگران بازی را تماشا می کنند و تو تماشاگرانِ بازی را.

Stewards

حالا که گاهی جامعه شناسی…

حالا که  گاهی معلمی…

حالا که گاهی…

می فهمم خیلی هم اعصاب خرد کن نیست!

 

 

برچسب ها: , ,

6 پاسخ برای ”به تماشای تماشا…“

  1. محمد امین می‌گه:

    از این شغل ها و از این آدم ها کم نیست. حاشیه را دارند که متن اتفاق بیفتد

  2. ح س ن می‌گه:

    سلام
    اگه رفیقت بهت خنجر بزنه چی کار میکنی؟ از اونی که فکرشو نمیکردی ضربه بخوری، چه طور میبخشی؟ دوست عزیز منتظر راهنماییت هستم… یاعلی

  3. چه فرقی می کنه اسمم چیه؟ می‌گه:

    میگم یه خرده خودتو زیادی گنده کردی!
    به یکی از مراجع تقلید بزرگوار که در قید حیات هم هستن، گفتن برای خود یه زندگی نامه بنویس، اون هم فقط همین یه جمله رو بهشون گفت:

    جز قصور و تقصیر چيزي ندارم

    حالا شما با یه لیسانس شدی جامعه شناس و با تدریس رایانه و خلاقیت شدی معلم و خدا میدونه برا خودت چه عناوین دیگه ای در نظر گرفتی!!!

  4. […] حسین گاهی، وقت دیدن فوتبال، خودم را می گذاشتم جای سربازان […]

درج یک پاسخ