گریه های امپراتور

بعضی چیزها  اگر چه از لحاظ مادی ارزشی ندارند اما برای صاحبان آن چیزها قدرت می آورند. قدرتی نامرئی ،نمادین و گاهی کاذب.

مثالش کلکسیون کلکسیونرها، که در طی سال ها جمع آوری شده یا نسب اشرافی یک خانواده ی اصیل یا ثبت یک رکورد جهانی در گینس!

مرد در طی بیش از پانزده سال حضورش در مدرسه، همه ی اطلاعات و اسنادی که به کارش مربوط می شد را  با نظمی بی نظیربایگانی کرده بود.

بایگانی منظم مرد قدرتی نامرئی، نمادین و گاهی کاذب به او بخشیده بود. در عرض 10 دقیقه  و فقط با  استفاده از تلفن و رایانه می توانست:

صفر تا صد یک اردوی چند روزه  – از بلیت قطار تا رزرو زمین فوتسال – را هماهنگ کند؛

خریدهای ریز و درشت مدرسه – از کلاه و چفیه تا میز و تخته سیاه – را انجام دهد؛

یا همه ی محتوای یک مراسم مدرسه – از سخنران و مجری تا کلیپ و مقاله – را تامین نماید.

کارتون موزی

چند روز پیش مرد رفت و امپراتوری بایگانی خود را در چند کارتون موزی و یک هارد یک ترابایتی با خود برد.

حالا من مانده ام و میراث یک امپراتوری ویران…

برچسب ها: , ,

7 پاسخ برای ”گریه های امپراتور“

  1. علیرضا می‌گه:

    هر امپراتوری یه شروعی داره…!
    خورشید امپراتوری اقای … غروب کرده و خورشید امپراتوری شما(اگه بخواید) طلوع کرده!

    • حسین می‌گه:

      از شوکت فرمانروایی ها سرم خالی است
      من پادشاه کشتگانم، کشورم خالی است.

      (مثل همیشه تو نوشته ات دست بردم! این بار بی اجازه!)

  2. محمدمهدی می‌گه:

    غذای مشهد ، خیابان بهجت 23 ، آشپزخانه ی آزادی … از همین جا شروع کن ؛ اون بابا قطعا از این هم پایین تر بوده روزی که شروع کرده … امیدوار باش !

  3. محمد امین می‌گه:

    توان ما در کاتن موز یا حتی رایانه نیست. افتخار ما این است که بدون رایانه مراسم برگزار می کنیم. حتی بدون سخنران هفته شهدا برگزار می کنیم. نگران چه هستی پیامبر؟

    • حسین می‌گه:

      نه رمه‌اي به صحرا برده‌ام
      نه در صحرايي آرميده‌ام
      اينگونه که روزگار مي‌گذرانم
      در چهل سالگي هم
      پيامبر نخواهم شد !

  4. گوش شیطان کر فعال تر شده ای

  5. مهدی می‌گه:

    ثواب داره !!! حدالقل ماهی یه پست بزارید امید داشته باشیم بیایم سر بزنیم.

درج یک پاسخ