گریه های امپراتور

5 جولای 2014

بعضی چیزها  اگر چه از لحاظ مادی ارزشی ندارند اما برای صاحبان آن چیزها قدرت می آورند. قدرتی نامرئی ،نمادین و گاهی کاذب.

مثالش کلکسیون کلکسیونرها، که در طی سال ها جمع آوری شده یا نسب اشرافی یک خانواده ی اصیل یا ثبت یک رکورد جهانی در گینس!

مرد در طی بیش از پانزده سال حضورش در مدرسه، همه ی اطلاعات و اسنادی که به کارش مربوط می شد را  با نظمی بی نظیربایگانی کرده بود.

بایگانی منظم مرد قدرتی نامرئی، نمادین و گاهی کاذب به او بخشیده بود. در عرض 10 دقیقه  و فقط با  استفاده از تلفن و رایانه می توانست:

صفر تا صد یک اردوی چند روزه  – از بلیت قطار تا رزرو زمین فوتسال – را هماهنگ کند؛

خریدهای ریز و درشت مدرسه – از کلاه و چفیه تا میز و تخته سیاه – را انجام دهد؛

یا همه ی محتوای یک مراسم مدرسه – از سخنران و مجری تا کلیپ و مقاله – را تامین نماید.

کارتون موزی

چند روز پیش مرد رفت و امپراتوری بایگانی خود را در چند کارتون موزی و یک هارد یک ترابایتی با خود برد.

حالا من مانده ام و میراث یک امپراتوری ویران…

RSS