نیم کلاچ

این روزها  می توانم  در خیابان های شلوغ لایی نکشم و در خیابان های خلوت تخته گاز نروم!

این روزها  می توانم نجوا کنم: حالتی بین پچ پچ و حرف زدن معمولی که قبلا پیدایش نکرده بودم!

این روزها می توانم قدم هایم را کوتاه  و آرام بردارم.

این روزها می توانم گاهی آرام یک جا بنشینم!

این روزها فهمیده ام ترمز و کلاچ هم به درد ماشین زندگی می خورد…

برچسب ها: , ,

۵ پاسخ برای ”نیم کلاچ“

  1. محمد امین می‌گه:

    این روزها آغاز پختگی است. آغاز عبور از جوانی. آغاز دیدن آنچه جوان در آینه نمی بیند و تو به زودی در خشت خام خواهی دید …

  2. قاضی می‌گه:

    مخلص رییس ..
    آقا پیداتون نکردیم .. یاد اینجا افتادیم .. جسارتا پوسترارو دیدم .. البته که صلاحیت نظر ندارم ولی از قرار معلوم بچه ها رو که جذب کرده بودن .. فقط بنظر من یخده با حوصله تر میبود بهتر بود ..

    نظرمونم خصوصی نیست .. عمومیه

  3. محمدمهدی می‌گه:

    امیدوارم هر چه سریع تر کاربرد تسمه تایم ، کله پولوس ، خورشیدی دیفرانسیل و سوزن های انژکتور رو هم توی ماشین زندگیت متوجه بشی !

  4. ص می‌گه:

    شاید بزرگترین مصیبت زندگی جدید برای انسان، گرفتن “خلوت” از او باشد.

  5. مهدی الف می‌گه:

    مهدی.ن :)

درج یک پاسخ