کارآگاه

۱۴ دی ۱۳۹۳

امتحان دارند.
یکی توی جیب کاپشنش، یکی داخل جورابش یکی هم برگه تقلب را گذاشته زیرش!
منتظر فرصتند تا حواسم پرت شود
من هم منتظرم تا حین ارتکاب جرم مچشان را بگیرم.
امتحان که تمام می شود نه من چیزی گیرم آمده، نه آنها

***

دوباره امتحان و دوباره تقلب
این بار بهشان فهماندم که حواسم هست و چندبار تذکر دادم سرشان روی برگه خودشان باشد
.
آخرش هم کار خودشان را کردند
.
به مسئولین آزمون گزارش کردم. نمی‌خواستم جلوی من و دیگران تحقیر شوند
.
تا چند روز غصه می خوردم که چرا نتوانستم جلوی تقلبشان را بگیرم
.
که چرا نشد به جای مچ گیری، دست گیری کنم
.

 

+

با تشکر از (۱)

۱ دی ۱۳۹۳
محسن و امین که یک هفته قبل از اربعین گذرنامه‌ی گم شده‌ام را پیدا کردند
محسن رضوانی که برایم خواند «گرچه وصالش نه به کوشش دهند/ هر قدر ای دل که توانی بکوش»
رضا که در ناامیدی به رفتن امیدوارم کرد و مارا همسفرش کرد.
موسسه پروازیاب که دقیقه‌ی نود، بلیت خداتومانی برایمان پیدا کرد.
سازمان نظام وظیفه، اداره گذرنامه که بی خیال تشریفات تشرف شدند
آقای مدیر که اجازه  مرخصی سفر را صادر کرد
آقای معلم راهنما که بار غیبت معلمش را به دوش کشید
سرهنگ زارع و پلیس مهاجرت فرودگاه که مشکل سربازیم را هم بی خیال شدند
اپلیکیشن جاذبه حسینی که  همراه کاربردی خوبی بود
موکب حدود ستون ۷۴۵ که ساعت سه و نیم صبح به ما جا داد
موکب ستون ۱۰۴۲ که صاحبش جنگ زده ی جنگ با داعش بود و دستشویی اش آب گرم داشت!
موکب امام رضا (علیه السلام) که بنرها و پوسترها و کارهای فرهنگیش با بودجه ی میلیاردی دولتی کل راه را پر کرده بود.
پدر که از ستون ۱۱۱۴ مدیر کاروان ما شد.
آقای رجایی که موکبی نزدیک حرم اباعبدالله علیه السلام برایمان پیدا کرد.
آن مرد اصفهانی که اجازه داد چند دقیقه ای جای خوابش در بین الحرمین را بگیریم و سرپایی زیارت بخوانیم
تریلی، سطوطه ها و ماشین‌های شخصی که ما را از کربلا به نجف برگرداندند.
ابومحسن روزنامه نگار لیسانسه‌ی تحلیل سیاسی که با وجود مشکلات مالی پذیرای زوار شده بود و با تلفیق سه زبان فارسی و عربی و انگلیسی میزبان ما در نجف شده بود.
راننده تاکسی که ما را با بیست هزار دینار (شصت هزار تومان) از حرم به فرودگاه رساند
کارگر فرودگاه که عاشق امام خمینی و حضرت آقا بود و عکس روی کوله‌مان را به یادگار گرفت
ماموران تفتیش که ادای بازرسی و گشتن در می آوردند!
سربازان داخلی و خارجی امام زمان (عج) که محسوس و نامحسوس به تامین امنیت زوار کمک کردند

 

و با تشکر از

همه‌ی آن‌ها که بی چشمداشت به ما جا دادند، راهنمایی و پذیراییمان کردند، پول تاکسی‌مان را حساب کردند، تحویلمان گرفتند و با محبت بی دریغشان شرمنده‌مان کردند

و همه ی آن هایی که هل‌مان دادند، تنه زدند، له‌مان کردند،فشار آوردند و توی صف زدند، پول سرگردنه گرفتند و ….

 

عصر تاریکی

۱۶ آذر ۱۳۹۳

آه از وقتی اسلام شناسنامه ای دانش آموزان با علم پوزیتیو در تناقض قرار بگیرد
و معلم سکولار توصیه کند حساب دین و علم را از هم جدا کنید!

معلمانه-۹

۱۵ آذر ۱۳۹۳

در تمام مدت کلاس، خیره به یک گوشه می ماند و حرف نمی زند. هر چه قدر تلاش می کنم او را وارد فرایند کلاس کنم نمی توانم. بعد از کلاس از معلم راهنمایش می پرسم مشکلی دارد؟
می گوید: خانواده ی دیپلماتیک و بسیار متدینی دارد که سال ها خارج از کشور زندگی کرده اند. پسر که در غرب با فساد و بی اخلاقی غربی ها مشکل داشته و ناراحتش می کرده وقتی به ایران برمی گردد و وضعیت خیابان های تهران و مسائل اخلاقی مملکت را می بیند قاطی می کند. او که نتوانسته تناقض واقعیت جمهوری اسلامی را با ایده آل ذهنیش حل کند به هم ریخته و حالا به خاطر بدحجابی و فساد و دعواهای سیاسی قرص اعصاب می‌خورد!

کی نوبت قرص خوردن من می شود؟

شبکه اجتماعی

۱۲ آذر ۱۳۹۳

«ما همین صد نفریم»
که در هیئت، راهپیمایی، حلقه ، موسسه فرهنگی، مدرسه، دانشگاه و فضای مجازی و…
با ترکیب ها و جایگشت های متفاوت تکرار می شویم!

بهار کی می رسد از راه…آه!

۹ آذر ۱۳۹۳

پاییز فصل غمگین باغبان است.

مهارت زندگی دینی

۶ آذر ۱۳۹۳

«مناجات با خدا و دعا مهم ترین مهارت در زندگی معنوی و دینی است. دعا یک مهارت است و به آموزش نیاز دارد. کدام کتاب درسی، کدام قصه، انیمیشن و کارتون، کدام فیلم کودک و نوجوان یا برنامه آموزشی تلویزیون این مطلب را حساب شده، آموزش داده است؟ … یاد گرفتن اینکه در تنهایی و در زمانی که هیچ کسی جز خودش و خدا نیست با او حرف بزند، نجات بخش است. مهارت زیارت، اینکه بتواند و بلد باشد با یک ولی خدا چگونه حرف بزند، مهارت نذر، مهارت صدقه، اینها مهارت های زندگی دینی است.»

سبک زندگی – حجت الاسلام زائری- نشر آرما – ص۱۰۴

سمینار بررسی مسائل اجتماعی ایران

۵ آذر ۱۳۹۳

اصرار روی اینکه در طول یک ارائه ی علمی مفصل، مدام “انقلاب اسلامی”  را “انقلاب ۱۳۵۷” بنامد و به جای امام خمینی (ره) از آیت الله خمینی استفاده کند را می توانم درک کنم
اما اینکه با چه چسبی مشکل سرقت علمی و خرید و فروش پایان نامه ها در دانشگاه ها را به اسلامی شدن دانشگاه ها و  اندیشه های مقام معظم رهبری چسباند نه!

کاش روزی برسد که در سپهر علوم انسانی، به جای «جمهوری اسلامی» به «مسائل جمهوری اسلامی» بپردازیم.

سلام دنیا!

۳ آذر ۱۳۹۳

آدم‌ها همان آدم‌ها هستند؛

آسمان همان آسمان؛

دنیا همان دنیاست…

این منم که دیگر همان خودم نیستم.

این “من”م که دیگر “من” نیست.

به وب لاک برمی گردم
برای خفه نشدن در گرداب روزمرگی،
برای یادآوری رنج ها و رسالت هایم،
برای تنها نوشتن،

و نه برای تسلیم دربرابر تهدید محمدمهدی، بلکه برای زمین نماندن حرف راغب !

( همچین میگی کمپین ادم فکر میکنه چه خبره؟ ما همین صدنفریم!)

از آسمون داره میاد…

۷ شهریور ۱۳۹۳

هدفمندی یارانه ها- ازدواج زود هنگام- روابط زن و شوهری- طلبه تراز – ازدیاد جمعیت- حس پدری- بچه روزی شو با خودش میاره – انتخاب اسم فوق العاده-جواد عزتی- مارمولک، اخراجی ها و طلا و مس- مسعود ده نمکی- بی سر و ته- میزانسن سمبلیک- شعار، شعار، شعار- شوخی کلامی- لهجه ترکی- باسن بچه- دیزالوهای اروتیک- تماشای فیلم با ۱۱۰ دانش آموز – نشستن روی پله ها – چرت زدن وسط فیلم- فرشته ها با هم می آیند

RSS