۱۹

۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲

انگاری یک آینه ی بزرگ کاشته باشند وسط اسفند ۸۶

پنج سال قرینه ی پنج سال

حتی ۹۱ هم قرینه شد…

کنکور ۹۲

۲۷ بهمن ۱۳۹۱

۱-تعارض بین  خودِ…….. و خودِ ………. دردناک است.

الف)  موجود-  دلخواه

ب) موجود – وانمودی

ج) دلخواه – وانمودی

د) همه ی موارد

 

۲- گم کردن کدام گزینه باعث سرگشتگی می شود؟

الف)  هدف

ب)راه رسیدن به هدف

ج) خود

د)  خدا

 

۳- کدام گزینه صحیح است؟

الف) اقیانوس یک سانتی متری

ب) لیوان یک متری

ج) فرقی نمی کند…

د) هیچ کدام

 

۴- کدام مورد روح را مثل خوره می خورد و می خراشد؟

الف)آشفتگی درونی

ب) انتظارات اطرافیان

ج) ناامیدی

د) هم زمانی همه ی موارد

 

۵- سوال تشریحی:

این  آیه  را معنی کرده،تفسیر و شرح دهید و سپس نتیجه گیری نمایید:

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَن یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا

بزرگترین گناه

۱۸ بهمن ۱۳۹۱

نا امیدی.

راه های دیگری برای رفتن…

۳۰ بهمن ۱۳۹۰

به نام خدای مهربانی

 

۱-

نیم ساعت زودتر از سر کنکور  بلند می شوم و می دانم که یا دو رقمی ام یا شماره موبایل!

۲-

هر وقت حرف جدی و عمیقی داشته ام اول با علی درمیان گذاشته ام. این بار هم علی را کناری می کشم و می گویم: “همه ی آدم های بزرگ تا هیجده سالگیشون یک کار بزرگ کردن… دکتر حسابی، سهراب سپهری، علامه حلی، همین دکتر حداد خودمون! … اون وقت ما هیجده سالمون شد و هیچ کاری نکردیم! ” می نشینیم و با هم دغدغه ها و اولویت های زندگیمان را فهرست می کنیم و اسمش را می گذاریم “مانیفست”. مانیفست قرار است نشانمان بدهد کارهای بزرگی که باید در زندگیمان بکنیم چیست…

۳-

نیم ساعت زودتر از سر کنکور بلند می شوم و مطمئنم که شماره موبایلم!

۴-

مدت هاست دنبال فرصتی هستم تا علی را دوباره کناری بکشم و بگویم: ” می بینی! ۲۲ سالمون شد و بازم هیچ غلطی نکردیم!”

اما علی سرش شلوغ است. رفته دنبال اولویت های مانیفستش و حالا برای خودش معلم راهنما شده.

می روم سراغ مانیفست خودم…همان اولویت ها و دغدغه های امروزم  است. اما چهار سال گذشته و من قدمی برنداشته ام…

هنوز هم بزرگترین افتخار زندگیم رتبه ی دورقمی کنکور چهار سال پیش است! هنوز هم ققنوسی هستم که در آتش خودش می سوزد. هنوز هم عاشق تنهایی و سرگشته ی شیدایی ام. تو هرچه می خواهی بگو!

۵-

کاش می شد یک جوری این چهار سال را از زندگیم shift+delete می کردم.

آن وقت شاید راه های دیگری را برای رفتن، دوست های دیگری را برای رفاقت، چیزهای دیگری را برای شنیدن و تصاویر دیگری را برای دیدن انتخاب می کردم…

۶-

این روزها  دست به یک خانه تکانی اساسی زده ام.

می خواهم راه های دیگری را برای رفتن، دوست های دیگری را برای رفاقت ….

 

RSS