معلمانه-3

جلسه اول
پایم را که داخل کلاس می گذارم
به خیال خودش پته ام را می ریزد روی آب
فارغ التحصیل کجا هستم،چه رشته ای می خوانم، کجا و چی درس می دهم و …
چشمان متعجب و خیره ی بچه ها را رها می کند و به من زل می زند تا برق غافلگیری و استرس را در چشمانم ببیند.
لبخندی می زنم و بی تفاوت کلاس را شروع می کنم.

هر جلسه سعی می کند اطلاعات بیشتری به دست بیاورد. آدرس وبلاگ، دوره چندم مدرسه، دوستان و آشنایان، کتاب ها و فیلم های مورد علاقه…
با خودش فکر می کند به مدد اینترنت و وبلاگ و پروفایل خوب مرا شناخته…
یاد روزهایی می افتم که آرزو داشتیم بفهمیم نام کوچک معلممان چبست
یاد روزهایی که در به در دنبال هویت واقعی “سلمان عبداللهی” می گشتیم
یاد روزهای ارضای شهوت ما ایرانی ها… اطلاعاتی بازی
یاد روزهای پژو 405 مشکی شیشه دودی، قرارهای برج های نیمه ساخته و پارک کنار مهد کودک
یاد روزهایی که راز نهفته دنبال گوشی برای شنیدن می گشت
یاد روزهای سید، سید، حاجی… سلسله ی مسلسل
کجایی سید… کجایی سلمان…

برچسب ها: , , ,

۶ پاسخ برای ”معلمانه-3“

  1. مهدی گفت:

    من هنوز هم به گردآوری اطلاعات علاقه دارم؛ ولی به انتشارشون نه، هنوز هم

  2. بنده خدا گفت:

    سلام

    اگه میشه درباره این دو موضوع کمکم کنید:

    1. گرافیتی، هنر یا جرم؟ (بررسی جامعه شناختی دیوارنویسی های شهر تهران)
    2. دنیای قشنگ نو (بررسی سبک زندگی در شبکه های اجتماعی مجازی)

    استاد، دیگه چه خبر؟!!!

  3. ص گفت:

    و پشت پرده هایی که هنوز نمی‌دانی…

درج یک پاسخ